اسپیس بلاگ | موزیک بلاگ


فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف ز به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف ز؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر کردی، اسم دختر آشوری، اسم دختر عبری و اسم دختر عربی را برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر با حرف ز


زادک : نام روستایی در نزدیکی قوچان

زانوس : نام یکی از دو شعبه بزرگ رود چالوس

زاكیه : نیكو، پاكیزه

زامیر : آواز

زاهده : مؤنث زاهد

زُبیده : نام گیاهی (همیشه بهار)؛ دختر جعفرابن منصور زن هارون الرشید و مادر خلیفه امین.

زربانو : بانویی كه چون زر می‌درخشد، نام دختر رستم پهلوان شاهنامه

زربین : سرو كوهی

زرپری :  آن كه چون زر و پری درخشنده و زیباست

زرتا : همتای زر، درخشان و زیبا چون طلا

زرتاج : زر(فارسی) + تاج (فارسی) زرین تاج

زرخاتون : زر( طلا) + خاتون( بانو)

زردخت : مركب از زر( طلا) + دخت ( دختر)

زردیس : به شكل زر

زرشام : نام دختری از خاندان جمشید پادشاه كیانی

زركا : گیلكی نوعی پرنده

زرگل : زرین گل

زرمان : مانند زر، بسیار زیبا

زرناز : مركب از زر( طلا) + ناز(كرشمه)

زرنگیس : زرین گیس زرین گیس

زرنوش : ام شهری كه دارا آن را بنا كرده بود

زرواندخت :  از زروان (نام ایزدی) + دخت (دختر)

زری : پارچه یا لباسی که در آن نخهای طلایی به کار رفته است، نخ طلا یا نقره یا گلابتون، طلایی، منسوب به زر

زرین : از جنس زر، به رنگ زر، طلایی

زرین تاج : زرین (فارسی) + تاج (معرب) آن كه تاجی از طلا بر سر دارد.

زرین دخت : مركب از زرین (طلایی یا از جنس زر) + دخت (دختر)

زرین گل : آن كه چون گلی زرین زیبا و درخشان است

زرین گیس : آن كه موهایی به رنگ طلا دارد، نام زنی در منظومه ویس و رامین

زرین مهر : خورشید طلایی

زرین نرگسه : ستاره‌های آسمان

زرین نگار : آراسته شده با زر

زرین همای : همای زرین، آفتاب

زرین هور : خورشید طلایی

زرینه : نام رودی كه از كوههای كردستان سرچشمه می گیرد وبه دریاچه ارومیه می‌ریزد، ساخته شده از طلا

زعفران : گیاهی علفی، چند ساله و از خانواده زنبق كه گلهای پاییزی سفید یا بنفش دارد.

زكیه : مؤنث زكی، پاک، طاهر، پارسا

زگما: نام پلی در زمان سلوكیان كه سلوكیه را به شهر آپاما وصل می‌كرد.

زلال : صاف و شفاف، (به مجاز) آب صاف و گوارا، پاک، خالص

زُلفا : منسوب به زلف؛ (به مجاز) زیبایی زلف معشوق؛ (در عربی، زلفی) نزدیکی و منزلت و قربَت.

زلیخا : نام همسر عزیز مصر كه مفتون زیبایی یوسف (ع) شد.

زمانه : روزگار، چرخ

زمرد : نام سنگی قیمتی به رنگ سبز

زمزم : نام چشمه‌ای در نزدیكی كعبه

زمزمه : صدای حرف زدن آهسته، صدای آواز خواندن آهسته، صدایی كه از سازهای موسیقی شنیده می‌شود، آهنگ

زمیرا : بلبل

زنبق : گلی درشت به رنگهای بنفش، سفید، یا زرد

زوفا : گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع

زهرا :  روشن، درخشان ، نام دختر پیامبر(ص)

زهره : نام سیاره‌ای در منظومه شمسی كه از درخشنده‌ترین اجرام آسمانی و نماد نوازندگی و خنیاگری است.

زیب النساء : بهترین زنان، زیباترین زنان، نام دختر پادشاه هند كه به ادبیات فارسی و عربی علاقه زیادی داشت و قرآن را حفظ بود.

زیبا :  آن كه یا آنچه دیدنش چشم نواز و خوشایند است، دلنشین، مطبوع

زیباچهر : آن كه چهره‌ای زیبا دارد، زیبا

زیبارخ :  آن كه چهره‌ای زیبا دارد، زیبا

زیبان : زیبا، خوشایند

زیبنده : شایسته، سزاوار، زیبا، آراسته

زیتون : نام میوه‌ای كه رنگ آن در مراحل مختلف رشد از سبز تا بنفش و سیاه تغییر می‌كند.

زیتون خاتون : مرکب از زیتون + خاتون (بانو)، نام همسر ارسلان شاه پادشاه کرمان که زنی بسیار خردمند و خیر بود.

زیتونه : یکدانه زیتون

زینا : مخفف زیناوند، لقب تهمورث پادشاه پیشدادی

زرکا : به زبان گیلکی به معنی نوعی پرنده

زهراناز : درخشنده و نازنین، ترکیبی قشنگ از نام زهرا

زهیرا : به معنی شکوفه‌دار، درخت شکوفه‌دار، به ضم ز و فتح ه و سکون ی، درخت پر شکوفه، دختر زیبا و با طراوت

زینا : نام دختر نوح نبی

زیور :  زینت، پیرایه

زیورتاج : آن که چون زیور و جواهری بر تاج می‌درخشد.

زوشا : زیبا، نیکو، دلربا، از ریشه اوستایی زوش، نام نیای منوچهر پادشاه پیشدادی

زویا : زویا در زبان روس به معنی عزیز پدر می‌باشد. در گویش محلی طبرستان، به معنی درخشان، روشن و نورده است. معانی دیگر: زندگی، زنده، دوست داشتنی

زوفا : گیاهی پایا و معطر از خانواده نعناع

زینب : پاکیزگی، نام درختی خوشبو و خوش منظر، (در اعلام) نام دختر علی ابن ابی طالب (ع) و خواهر امام حسین (ع) و نام دختر رسول اکرم (ص)، نام دختر علی (ع) و خواهر حسین (ع)

زینت : آذین، آرایش، پیرایه، تزیین، حلیه، زیب، زیور

زیوین : نقره‌ای، نقره گون

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف ژ به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف ژ ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر کردی  برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر با حرف ژ


ژاسمی : یاسمن

ژالانه : گیاهی زیبا و خودرو

ژالین : شعله آتش

ژاله : شبنم، قطره باران

ژامک : از نامهای باستانی، آینه

ژانت : مونث ژان (ژان = یحیی، یوحنا، خداداد)

ژانیا : از نامهای باستانی

ژانیتا : محل پرستش خداوند

ژانین : نام دریاچه‌ای در یونان

ژانینا : نام شهری در یونان در کنار دریاچه‌ای به همین نام

ژاوا : جاوه نام قسمتی از اقیانوس هند میان جزیره جاوه و سوماترا و برنئو

ژاوه : نوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی

ژاییژ : شراره آتش

ژربرا : گلی زینتی به شکل مینا ولی بسیار درشت تر از آن به رنگهای صورتی تا سرخ

ژرفا : عمیق، عمیق ترین یا دورترین نقطه جایی

ژرفی : عمق، ژرفا

ژرفین : عمیق

ژرویرا : ژریرا

ژنیا :  ژنیک

ژنیک : با استعداد، نابغه

ژوان : زمان، میعاد، ملاقات

ژون : بت، صنم

ژیژیس : نام ندیمه پروشات همسر داریوش پادشاه هخامنشی

ژیکان : قطره‌ی باران (به مجاز) زلال و شفاف، زیبا و آرامش بخش

ژیلا :  ژاله تگرگ

ژینا : باهوش، با نابغه، ژنیک

ژینوس : باهوش، نابغه، ژینا

ژیوار : نام کوهی در اورامان، زندگی کردن

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف س به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف س ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر کردی  برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر  فارسی با حرف س


سابو : هاله، خرمن ماه

ساتی : در مصر باستان، نام فرشته نگهبان ارواح

ساتیا : از نامهای باستانی

ساتین : محبوب و دوست داشتنی

سارگل : گل زرد

سارنگ : نام پرنده‌های کوچک به رنگ سیاه، سار، ساری؛ گوشه ای در آواز ابوعطا؛ نام سازی مثل کمانچه

سارنیا : خالص، پاک، منزه، بانوی بی ریا، دختر پاکدامن

ساریان : نام روستایی در نزدیکی مشهد

سارینا : خالص، پاک

سالی : بی غم و سرخوش، سالمند و دارای عمر طولانی، نام روستایی حوالی خرم آباد

سالینا : سال + ین (پسوند نسبت) + ا (پسوند نسبت)، منسوب به سال

سامه : عهد، پیمان، جای امن و امان، پناه، مأمن

سامینا : مانند مینا؛ نام گلی

سانوا : دختر خوش سخن، بانویی که شیرین حرف می‌زند.

سانیا : سایه روشنِ جنگل

ساوی : با ارزش، گرانمایه

سایه : تاریکی نسبی که به سبب جلوگیری تابش مستقیم نور در سطح یا فضا ایجاد می‌شود در مقابلِ روشن؛ (به مجاز)، توجه، عنایت، پناه، حمایت؛ حشمت و بزرگی.

سبارو : کبوتر

سبزبهار : نام یکی از الحان قدیم ایرانی

سبزپری : فصل بهار

سبزه : گیاهی که به صورت خودرو در جایی سبز شده است، سبزه وار، چمن زار، گندمگون

سپیتا : سفیدترین و پاکترین

سپیده : روشنی کم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب

سپیده گل : گل سپید

سپینود : در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور

سپیدار : درختی از خانواده بید با برگهای براق

ستاره : هر یک از اجسام نورانی آسمان که معمولًا شبها از زمین به صورت نقطه‌های نورانی چشمک زنِ نسبتاً ساکن دیده میشوند؛ (به مجاز) بخت و اقبال و نماد شخص مجلس آرا و زیبارو

ستایش : حمد و سپاس خداوند، شکرگزاری (به درگاه خداوند)؛ تعریف و تمجید

ستوده : آنکه او را ستوده‌اند؛ ستایش شده

سداب : نام گیاهی است

سرآویز : آنچه به سر می‌آویزند

سرمه : مخلوطی از کانه‌های آنتیموان که سیاه رنگ است و از آن برای آرایش چشم استفاده می‌شود، (به مجاز) سیاهی، تاریکی

سَرو : از انواع درختان که همیشه سبز است؛ (به مجاز) شاداب و با طراوت

سَرور : آنکه مورد احترام است و نسبت به دیگری یا دیگران سِمَت بزرگی دارد؛ فرمانده، رئیس، بزرگ

سرور : شادمانی

سرگل : اولین گل، بهترین از هر چیز

سرنا : (تلفظ: sornā) (در موسیقی ایرانی) نوعی ساز بادی چوبی از خانواده نی

سَروگل : (سرو = درخت سرو + گل) (به مجاز) زیبا و با طراوت و شاداب

سَروناز : سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی

سَروی : منسوب به سرو؛ نوعی از خطوط اسلامی

سَروین : شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد

سَریر : منسوب به سَریر (تخت پادشاهی)، زیبا

سَمن : نام گیاهی (رازقی)، یاسمن؛ (به مجاز) چهره‌ی سفید و لطیف و همینطور بوی خوش

سَمنبر : دارای اندام معطّر چون سَمن، یا دارای اندام سفید و لطیف

سمن چهر : دارای چهره‌ی سفید و لطیف

سَمن رخ : سمن چهر

سمنزار : بوستان یاسمن

سَمن ناز : (سَمن + ناز= کرشمه، ناز و غمزه) (به مجاز) زیباروی دارای ناز و کرشمه

سُنبل : گلِ خوشه‌ای بلند، به هم فشرده و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید و زرد، (به مجاز) گیسو، زلف

سُنبله : نوعی گل آذین که گلهای بدون دُمگل آن در اطراف یک محور جمع میشوند؛ خوشه‌ی بعضی گیاهان مانند گندم و جو؛ صورت ششم از صورتهای فلکیِ منطقه البروج

سودابه : (سوداوه) به معنی دارنده‌ی آب روشنی بخش؛ در شاهنامه همسر که عاشق سیاوش شد.

سیرانوش : خوشنودی و رضایت مندی جاودان، نام دیگر شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

سی گل : سی عدد گل

سومیتا : لطف و محبت، مهربانی

سومیا : محبوب، دوست داشتنی

سمن سیما : سمن (فارسی) + سیما (عربی )، سمن چهره

سمن گل : گل یاسمن

سمن ناز : مرکب از سمن (یاسمن) + ناز (زیبا)

سوزان : دارای حرارت و گرمای بسیار زیاد، (به مجاز) سرشار از اندوه و اشتیاق

سوسن : نام گلی خوشبو

سوگند : قسم، استواری بر پیوند، استواری بر گفتن و راست گفتن

سودابه : دارنده‌ی آب روشنی بخش، نام زن کیکاووس

سهی : راست و بلند، نام زن ایرج

سیما : روی، چهره، صورت

سیمبر : دارنده اندام سفید

سیمروی : سپیدروی

سیمگون : نقره فام

سیمین : نقره فام، سفید

سیمین چهر : سپیدروی

سیمین دخت : دختر سپید و نقره فام، درخشنده

سیمین  : سپیدروی

سیندخت : نام دختر مهراب، پادشاه کابل

اسم دختر کردی با حرف س


ساریسا : کوشا

سایان : منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی

سایدا : سایه مادر

سَروه : نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز.

سارال : نام روستایی در نزدیکی سنندج

اسم دختر آشوری باحرف س


سابرینا : مژده، بشارت

سوریا : سوری، ثریا

اسم دختر عبری با حرف س


سارا : خالص، نام زن حضرت ابراهیم(ع) و مادر اسحاق(ع)

ساران : آغاز، ابتدا؛ سر

سارای : سارا

ساره : سارا، امیره‌ی من

سالومه : زوجه زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی

اسم دختر ترکی با حرف س


ساچلی : دارای موهای بلند و پرپشت، گیسو بلند

ساناز : نام گلی؛ کمیاب، نادره

سانای : مهنام، بیقرار

سانلی : نامدار، معروف، مشهور

سایا : یکرنگ، بیریا

سُلدا : حامی، یاور

سَلین : سیل مانند؛ نام رودخانه‌ای در آذربایجان

سَلینا : (سَلین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سَلین

سوگل : مورد علاقه و محبت زیاد، محبوب

سوین : شادباش، عشق، محبت، علاقه شدید

سویل : (تلفظ: sevil) لایق، دوست داشته شده

سونیا : (سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد.

سونای : (تلفظ: sonāy) به معنی آخرین ماه ، زیبا روی، ماه شب چهارده، قویی که پرهای سرش سبزرنگ بوده تعلق به ماه داشته باشد.

سولماز : گلی که پژمرده نمى‌شود، همیشه شاداب

اسم دختر پهلوی با حرف س


ساینا : نام خاندانی از موبدان زرتشتی؛ (در طبری) ساکت و بیصدا؛ سایه‌ای که مشخص و قابل رؤیت باشد.

سِتیا : گیتی، دنیا و روزگار

سروشا : منسوب به سروش، در اوستا سروش به معنی اطاعت و فرمانبرداری امر خداوند و نام فرشته‌ای است که مظهر تسلیم و رضا در مقابل اهورا است.

اسم دختر عربی با حرف س


ساجده : مؤنث ساجد

ساحل : زمینی که در کنار دریا یا دریاچه یا رودی بزرگ واقع شده است، مرزبین آب و خشکی، کرانه

ساحله : (ساحل + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ساحل

ساریه : ابری که در شب آید؛ نام یکی از دختران امام موسی کاظم(ع)

ساطعه : مؤنث ساطع

ساعده : مؤنث ساعد، کمک کننده، مددکار

ساغر : ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب؛ دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده میشود.

ساق : آن که شراب در پیاله میریزد و به دیگری میدهد؛ (به مجاز) معشوق؛ در ادبیات عرفانی نماد خداوند

سامیه : مؤنث سامی

سامره : مؤنث سامر، نام شهری در عراق که مرقد امام دهم و یازدهم در آن واقع شده است.

ساهره : زمین یا روی زمین، زمینی که حق سبحانه در روز قیامت آن را مجدداً پیدا سازد، زمین روز رستاخیز، چشمه روان، ماه، چشمه روان

سبا : سوره‌ی سی و چهارم از قرآن کریم؛ نام شهر بلقیس؛ (در عبری) انسان

سِتی : عنوانی احترام آمیز برای زنان؛ زن و دختر (مخفف سیدتی)

سِتیلا : نام دختر حضرت موسی کاظم(ع)؛ نام حضرت مریم.

سَحر : زمان قبل از سپیده دم؛ صبح

سحرگل : (عربی فارسی) گل سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا و با طراوت

سَحرناز : (عربی فارسی) زیبایی سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا

سحرنوش : (عربی فارسی) دوستدار سحر و روشنایی، صبوحی کننده

سخاوت : بخشش، عطا، کرم

سدن : (تلفظ: sadenā) سجده کننده بر خانه خدا، مرکب از سدن (عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + ابف فاعلی (فارسی)

سُرور : خوشحالی، شادمانی

سُعاد : نام زن محبوبی در عرب، نام معشوقه‌ای در عرب

سَعادت : خوشبختی

سعاد : نیک بختی، خوشبختی

سعید : مؤنث سعید

سَکینه : آرامش خاطر؛ نام دختر امام حسین(ع)

سُلاله : نسل؛ فرزند، نطفه

سَلامه : سلامه یا سلافه مشهور به شهربانو دختر یزدجرد ابن شهریار یا هرمزان و همسر امام حسین(ع)

سلما : (تلفظ: selmā) نام درختی، صلح، آشتی، زنِ صلح طلب

سَلمی : نام گیاهی است؛ زنی معشوقه در عرب

سِلوا : گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا، مریم گلی؛ هر چیز که تسلّی دهد؛ انگبین، عسل.

سَلوی : (معرب از لاتین) گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعناع؛ مریم گلی

سَلیله : دختر، دخت، فرزندِ دختر

سَلیمه : مؤنث سلیم

سَما : آسمان

سَمانه : (مخفف آسمان) یعنی سقف خانه؛ نام پرنده‌ا‌‌ی کوچک که به آن در ترکی بلدرچین میگویند.

سَمر : حکایت، افسانه، داستان؛ مشهور و گفتار و سخن

سَمرا : زن گندمگون

سَمیرا : زن گندمگون، شمیرا

سَمیره : سمیرا

سمیعه : گوش شنوا

سُمیه : صدای خوش، آوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود و اولین زن شهیده در صدر اسلام.

سَنا : روشنایی؛ گروهی از گیاهان درخچه‌ای یابوته‌ای گرمسیری و خودرو از خانواده گل ارغوان

سَنیه : عالی، خوب

سودا : فکر، خیال، شور و شوق؛ (به مجاز) علاقه‌ی شدید به کسی یا چیزی، عشق.

سوده : ساییده، ساییده شده، از همسران پیامبر اسلام(ص)

سوره : هر یک از بخش های صد و چهارده گانه ی قرآن که خود شامل چند آیه است.

سها : (تلفظ: sohā) نام کوچکترین ستاره ی دب اصغر که در قدیم چشم پزشکان از آن برای آزمون صحت بینایی استفاده می‌کردند.

سیما : چهره، صورت، نشان و حالتی در صورت انسان که مبین حالات درونی باشد.

درباره : دیگر

عوارض میکرواسکالپ یکی از عباراتی است که قابل تامل بوده و طبیعی است افرادی که تمایل به انجام میکرواسکالپ دارند باید عوارض میکرواسکالپ را بشناسند در بخش میخواهیم عوارض میکرواسکالپ را برای شما شرح دهیم.
شایان ذکر است قبل از اینکه در مورد عوارض ها مطالبی را بیان کنیم به اختصار میکرواسکالپ را تعریف میکنیم.

میکرواسکالپ چیست؟

میکروپیگمنتیشن مخصوص پوست سر یا همان میکرواسمالپ که به اختصار لاتین به آن SMS گفته می شود، به فرآیندی که با استفاده از رنگدانه های مخصوص موهای سر را شبیه سازی کرده و بر روی پوست سر تاتو می کنند را میکرواسکالپ می گویند به عبارت دیگر کاشت یا تاتوی ایمن در لایه ای از پوست سر را بعنوان میکرواسکالپ می شناسند.

کاربرد های میکرواسکالپ

– یکی از کاربردهای میکرواسکالپ این است که جایگزین خوبی برای تاتوی سر می باشد.

– بهترین درمان برای اسکار ناشی از کاشت مو ، سوختگی، جای زخم، جای بخیه و … میکرواسکالپ است.

– ترمیم ابروها و حتی بخش های کم پشت سر به وسیله روش فوق انجام می شود.

– افرادی که به بیماری هایی نظیر آلوپسی آره آتا مبتلا هستند ایمن ترین راه حل برایشان میکرواسکالپ است.

– عزیزانی که تحت شیمی درمانی نیز می باشند می توانند از این روش استفاده کنند.

 

عوارض میکرواسکالپ

 

عوارض میکرواسکالپ

در این بخش سعی داریم از دید دیگری به این موضوع نگاه کرده و عوارض میکرواسکالپ، معایب و نواقص را بیان کنیم.

– مهمترین موضوع وکاستی در این زمینه این است که هیچ ارگان و سازمانی بر روی این روش نظارت نداشته و ما شاهد انجام میکرواسکالپ در مراکز و آرایشگاههای غیر مجاز هم می باشیم.

– یکی از عوارض های میکرواسکالپ سوزش، خارش و التهاب پوست سر پس از انجام آن می باشد.

– حساسیت های بدن نسبت به رنگ دانه ها از دیگر عوارض جانبی این روش می باشد.

– یکی دیگر از عوارض های میکرواسکالپ کم رنگ شدن و یا پایین آمدن کیفیت کار انجام شده است.

– جلسات بالا برای انجام دادن میکرواسکالپ برای کل سر از دیگر معایب این تکنیک به شمار می رود.

 

در نهایت توجه داشته باشید انجام کلیه عمل های زیبایی در کنار مزایا معایبی هم در بر خواهد داشت، میکرواسکالپ هم از این قاعده مستثنا نیست در کنار مزایای میکرواسکالپ باید به عوارض میکرواسکالپ هم توجه داشت.

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف ش به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف ش ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر کردی  برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر  فارسی با حرف ش


شاپرک : نوعی پروانه بزرگ که معمولاً شب پرواز می کند.

شاپری : شاه پری

شاخسار : محل انبوهی شاخه های درخت

شادآفرید : آن که شاد آفریده شد، آفریده شاد

شاداب : با طراوت، تازه، شاد، شادان، مسرور

شادان : شاد، مسرور؛ (در حالت قیدی) باحال شاد، شادمانه

شادانه : شاهدانه

شادبانو : بانوی شاد

شادبهر : آن که از شادی بهره دارد، خوشحال

شادپری : پری شاد

شاددخت : دختر شاد

شادرخ : آن که چهره ای شاد و متبسم دارد.

شادرو : آن که روی و چهره اش شاد است، شاداب، شادمان و مسرور

شادروز : نیک روز، خوشبخت، کسی که روزش شاد است.

شادفر : آن که دارای شکوه و شادی است.

شادگل : آن که چون گل شاداب است.

شادگون : شاد و خوشحال

شادلی : شاد روی نرمخو و آرام

شادلین : نرمی و ملایمت، شاد روی نرمخو، آرام و خوش چهره

شادمانه : شادمان، شاد، خوشحال و مسرور، با شادی و خوشحالی

شادناز : ویژگی آن که شاد است و با عشوه و ناز است.

شادنوش : شادی و شادمانی همیشگی و جاوید

شادور : شادمان، خوشحال

شادک : نام مستعار سمک در داستان سمک عیار

شادکامه : کامروا، خوشحال، شادمان

شادی : وضع و حالت شاد، شاد بودن، خوشحالی، سرور؛ جشن

شادیا : بانوی شاد، دختر شاد و سرخش، منسوب به شادی

شادیان : از روی شادی، بر اساس شادی، آهنگ و نوای شادی آور

شادیانه : از روی شادی، بر اساس شادی، آهنگ و نوای شادی آور

شادیه : منسوب به شادی

شارین : متمدن، شهرنشین، مرکب از شار به معنای شهر + ین (پسوند نسبت)، نام دهی در قزوین

شاندیز : (عربی ـ فارسی) شان (عربی) = شأن = شکوه، جلال و عظمت + دیز = دیس (پسوند شباهت)، شکوهمند و دارای عظمت و جلال، شاهان دژ، نام روستایی در نزدیکی مشهد

شانو : نمایش، خودنمایی، نشان دادن، تئاتر خیابانی

شاه آذر : شاه آتش

شاه آفرید : آفریده شاه، نام دختر فیروز پسر یزدگرد پادشاه ساسانی

شاه پرند : نام نوه یزگرد پادشاه ساسانی

شاهپری : پری، عنبر

شاه پسند : گیاهی کاشتنی و زینتی که گلهای رنگارنگ چتری دارد.

شاه صنم : شاه (فارسی) + صنم (عربی)، شاه زیبارویان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار

شاهده : منسوب به شاهد؛ زیبارو؛ (به مجاز) محبوب و معشوق

شاه ناز : نام یکی از لحن‌های قدیم موسیقی ایرانی

شاهبانو : ملکه، شهبانو

شاهجان : عنوان مرو که از شهرهای قدیم خراسان بوده است.

شاهدخت : شاه دختر دختر شاه

شاهگ : زیباترین گل در میان گلها

شاهنده : شاینده، نیکوکار، صالح، لقب بهرام پسر هرمز پادشاه ساسانی

شاهنگ : شاه + انگین ملکه زنبور عسل

شایان دخت : دختر شایسته

شایسته : دارای ویژگی مطلوب، مناسب، سزاوار و در خور، لایق

شاینا : شاهدانه

شب بو : گلی معطر و زینتی در رنگهای مختلف با ساقه ی بلند

شبنم : رطوبت هوا که مخصوصاً هنگام شب، در مجاورت اجسام سرد به مایع تبدیل میشود به شکل قطره‌های کوچک آب بر سطح آنها مینشیند، ژاله

شب پره : پروانه، خفاش

شب ناز : زیبایی شب، ناز شب

شباهنگ : ستاره ی بامدادی، ستاره ی سهیل، مرغ سحر، بلبل

شبدیس : مانند شب

شبگون : به رنگ شب، شبرنگ

شَرمینه : منسوب به شرمین، با حجب و حیا

شرین : در گویش سمنان شیرین

شکرناز : (به کسر شین) شکر (سنسکریت) + ناز (فارسی) دارای ناز و غمزه دلپذیر

شکرین : (به کسر شین) شکر (سنسکریت) + ین (فارسی) هر چیز شیرین

شکفته : باز شده، شکوفا (به مجاز) خندان، شاد، شاداب، تازه

شکوفه : هریک از گلهای درختان میوه که معمولًا در فصل بهار میشکفند.

شکوف : ویژگی گل یا غنچه‌ای که باز شده است، شکفته؛ (به مجاز) با رونق، پیشرفته، رشد یافته

شکوه : حالتی در کسی که به بزرگی جلوه کند و احترام برانگیزد یا چشمها را خیره کند، بزرگی، حشمت و جلال.

شکیبا : صبور، برد بار، باشکیبایی.

شناز : شیناز، لطیف و نازنین، مرکب از شی (شبنم) +ناز

شناسا : (تلفظ: šenāsā) آگاه، مطلع، شناسایی

شورآفرین : ایجاد کننده هیجان و شوق

شورانگیز : ایجاد کننده ی هیجان، هیجان انگیز؛ آشوب به پا کننده

شوکا : نوعی گوزن بومی اروپا و آسیا؛ در مازندرانی به معنی آهو و غزال.

شهپر : شاه پر، هر یک از پرهای اصلی پرندگان.

شهدخت : دختر شاه؛ عالی قدر و ارزشمند

شهدیس : دختری که شکوه و زیباییش مانند شاه است، شاهزاده خانم

شهرآرا : آراینده شهر، کسی که زیباییش شهره شهر است.

شهربانو : همسر پادشاه، ملکه؛ دختر یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی که گفته میشود پس از اسیر شدن به دست مسلمانان، به عقد امام حسین(ع) در آمد و امام زینالعابدین(ع) فرزند اوست.

شهرخ : شاهرخ

شهرزاد : مخفف شهرزاده، زاده‌ی شهر، شهری

شهرگل : گل شهر

شهرناز : در شاهنامه نام دختر جمشید، مایه فخر و مباهات دیار

شهرنوش : زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش (عسل) یا نوش از مصدر نوشیدن (نیوشیدن)

شهرو : حکومت کننده، سلطنت کننده، شهرو از اساطیر زمان ایران باستان است که نمایه ای از زنِ دانا، اندیشمند و توانا را به تماشا می گذارد. نام زنی زیبا در منظومه ویس و رامین، از شخصیتهای شاهنامه

شهزاد : شاهزاده، فرزند شاه یا از نسل شاه، عنوان برای امازاده ها – شاهزاده، فرزند شا

شهگل : بهترین گل، گلِ شاهانه

شهناز : شاهناز، در موسیقی ایرانی گوشه‌ای در دستگاه شور

شهنوش : مرکب از شه (شاه) + یاد (عسل)

شهین : منسوب به شاه؛ (به مجاز) دارای ارزش و مقامِ شاهانه

شهیندخت : دخترِ شاهزاده؛ (به مجاز) دخترِ بلند مرتبه و عالی مقام

شیبا : شیوا، آشفته، شیفته

شِیدا : عاشق، دلداده؛ آشفته و پریشان

شیدرخ : آفتاب رو، درخشان رو؛ (به مجاز) زیبا

شیده : منسوب به شید؛ خورشید، نور، روشنی، روشنایی؛ (به مجاز) زیبارو

شیدخت : دختر خورشید

شیرین : دارای مزه‌ی شیرینی؛ (به مجاز) مطبوع، دلنشین، دلپذیر و زیبا

شیریندخت : دختر شیرین؛ ۲- (به مجاز) زیبا، گرامی، عزیز

شیفته : آن که به کسی یا چیزی دل بسته است، عاشق

شیلان : درخت عناب؛ (در مغولی) مهمانی، سور؛ غذا، طعام

شینا : شنا و آب ورزی، شیناب، شناوری، سعی و کوشش و جِد و جَهد.

شیناز : شناز، لطیف و نازنین، مرکب از شی (شبنم) + ناز

شیوا : ویژگی سخنی که به زیبای و با فصاحت بیان شده باشد، شمرده و واضح و دلنشین؛ (در قدیم) فصیح، نغز، خوب؛ یکی از سه خدای بزرگ آیین هندو، که نمایندهی مرگ و تجدید حیات است.

شیوه : روش، طریقه؛ عشوه، ناز، حالت، وضع

اسم دختر ترکی با حرف ش


شایلی : بی همتا

شایلین : بی همتا

اسم دختر کردی با حرف ش


شانا : باد ملایم

شوانه : گله بان، چوپان

اسم دختر آشوری با حرف ش


شارونا : سرزمین پربار و حاصلخیز

اسم دختر عربی با حرف ش


شادن : اسم پسرانه و دخترانه به معنی آهوی جوان که تازه شاخ بر آورده است، بچه آهو، زیبا و لطیف مانند بچه آهو

شَراره : شرار، پاره‌ای از آتش که به هوای پرد، جرقه، اخگر؛ درخشش، روشنی

شَرف نسا : موجب آبرو، حرمت و اعتبار زنان

شریفه : مؤنث شریف

شعله : زبانه‌ی آتش، بخش گرم و نورانی آتش

شفیعه : مؤنث شفیع

شفیقه : مؤنث شفیق، دلسوز

شقایق : گلی سرخ رنگ که بیشتر در مزارع، دشت ها و کوهستان میروید.

شکرانه : (عربی – فارسی) سخنی که به عنوان سپاسگزاری گفته میشود، یا عملی که برای سپاس انجام میشود، یا آنچه به عنوان هدیه برای قدردانی داده میشود؛ شکرگزاری و حق شناسی.

شکیلا : (عربی – فارسی) (شکیل = خوشگل، زیبا + ا (پسوند نسبت))، منسوب به شکیل، خوشگل و زیبا

شَلاله : آبشار؛ (در ترکی) آبشار، فوّاره

شمامه : رایحه و بوی خوش؛ (به مجاز) شخص یا چیز دوست داشتنی و خوشایند

شمس جهان : (عربی – معرب فارسی) خورشید جهان، آفتاب گیتی؛ (به مجاز) زیبارو

شمسه : نقش زینتی به شکل خورشید که در تذهیب، جواهر سازی، کاشی کاری و مانند آنها به کار میرود؛ دارای شمس (خورشید)؛ (به مجاز) سرخ رنگ

شمسی : خورشید؛ (به مجاز) عالیترین و بهترین فرد

شمیسه : مؤنث شمیس، مصغر شمس

شمیلا : (تلفظ: šomilā) شمیل (عربی) + ا (فارسی )، منسوب به شمیل، نسیم و باد شمال

شمه : بوی خوش

شمیسا : شمسا

شُمیلا : شُمیرا. شُمیرا و سمیرا

شمیم : بوی خوش

شمیمه : بوی خوش

شَمین : (عربی – فارسی) (شم = بو، رایحه + ین (پسوند نسبت))، خوشبو

شوکت : جاه و جلال؛ عظمت، بزرگی

شوقی : ویژگی کسی که دارای میل و رغبت فراوان به چیزی دارد، کسی که دارای اشتیاق است.

شهیره : (مؤنث شهیر)، بانوی مشهور، دختر نامدار

شهلا : دارای چشم رنگ سیاه چون رنگ چشم میش؛ (به مجاز) زیبا و فریبنده (چشم)

شیما : زن خال دار

درباره : دیگر

eyes

برخی از ترفندهایی که می‌تواند برای داشتن چشمانی سالم به شما کمک کند شامل ویزیت منظم توسط پزشک ،انجام ورزش‌های منظم روزانه، محافظت از چشمان در برابر اشعه‌ی ماوراءبنفش ، استفاده از محلول نمک در موارد ضروری ، کاهش زمان استفاده از کامپیوتر ، ترک سیگار، تغییر رژیم غذایی و افزودن موادی همچون کلم پیچ، پرتقال، اسفناج ، ماهی و آجیل به رژیم غذایی است. در ادامه با اسپیس بلاگ همراه شوید تا ۱۵ راهکار برای حفظ سلامت چشم ها را برای شما عزیزان شرح دهیم.

سلامت چشم:

یکی از مهم‌ترین بخش‌های ظریف و شکننده‌ی بدن انسان چشم اوست. نه تنها بیشتر کارهای انسان بر روی چشم تکیه دارد بلکه خود چشم‌ نیز به مراتب بیشتر از سایر اندام‌های حسی آسیب پذیر است. بنابراین محافظت از آن بسیار ضروری است. چشم انسان یکی از پیشرفت‌های تکاملی پیچیده در میان گونه‌ی ما بوده اما خیلی کمتر از چشم سایر موجودات محافظت شده است.

چشم متشکل از قرنیه و صلبیه بوده و این دو توسط لیمبوس به هم متصل شده است. این بافت‌ها به صورت مستقیم در معرض عناصر مختلفی قرار دارند و حتی کوچکترین جراحتی به چشم می‌تواند باعث ایجاد آسیب‌های غیر قابل جبران و دائمی گردد. با وجود اطلاع از همه‌ی این موارد ، افراد معمولا نسبت به چشمان خود بی‌دقت هستند و فکر می‌کنند که یک چکاپ گاه به گاه و تجویز برخی از داروها برای محافظت از این اندام حسی حیاتی کافی است.

علاوه بر این ، چشم می‌تواند به آسانی توسط موارد بیماری‌زای بیرونی دچار عفونت گردد ، بنابراین شما باید در شستن دست‌های خود مراقب باشید و مطمئن شوید که چشم‌هایتان در معرض تماس با موارد بیماری‌زا قرار نمی‌گیرد. در نهایت ، چشم نیز مانند سایر اندام‌های بدن در حال کار است و به مرور زمان ممکن است کارایی خود را از دست بدهد.

خوشبختانه با رعایت برخی از دستورالعمل‌ها می‌توان چشمانی سالم داشت. حالا اجازه دهید نگاهی دقیق تر به موضوع بیندازیم و ۱۵ ترفند برای داشتن چشمانی سالم را بررسی کنیم.

۱۵ راه برای داشتن چشمانی سالم:

  1. ترک سیگار:

سیگار می‌تواند از طریق روش‌های بسیار برای سلامتی شما مضر باشد و یکی از اثرات مهمی که این ماده دارد بر روی چشم انسان است. افزایش سطح مواد سرطان‌زا در بدن افراد سیگاری منجر به شکست سلول‌های بیشتری گشته و رادیکال‌های آزاد را در بدن افزایش می‌دهد و باعث ایجاد سلول‌های سرطانی می‌گردد. علاوه بر این ،مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که سیگار کشیدن با شیوع بالاتری از دژنراسیون ماکولا و یووئیت مرتبط است.

مقاله مرتبط: راهکارهای ترک سیگار
  1. سطح تماس خود را تغییر دهید:

اگر عینکی هستید و یا از لنز استفاده می‌کنید ، مطمئن شوید که آنها را به صورت تمیز نگهداری می‌کنید. به طور منظم ، محلول لنز خود را تغییر دهید ، شیشه‌های عینک و قاب عینک خود را باید تمیز کنید.این‌ها مکان‌هایی هستند که برای رشد باکتری و سایر مواد خارجی بسیار مناسب و ایده‌ال‌اند. زمانی که می خواهید لنزها را به چشم بگذارید حتما دست خود را بشویید.

  1. بیشتر ورزش کنید:

اگرچه ارتباط مستقیمی بین این دو مورد وجود ندارد اما مطالعات نشان می‌دهد که ورزش منطم و روزانه می‌تواند از گسترش دژنراسیون ماکولا جلوگیری کند. تجدید انرژی و افزایش متابولیسم در بدن می‌تواند به گردش خون در بدن کمک کند و هورمون‌های مفیدی نیز در بدن ترشح گردد. این موارد در چشم نیز تاثیر گذار خواهد بود.

پرتقال

خواص پرتقال برای تقویت چشم

  1. پرتقال بخورید:

پرتقال و آب آن به عنوان منبعی عالی از ویتامین C است. اگرچه شما می‌توانید این ویتامین را از منابع دیگری نیز دریافت کنید اما پرتقال ممکن است راحت‌ترین منبع باشد. این میوه‌ می‌تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت کند و اسید اسکوربیک موجود در آن به عنوان یک آنتی اکسیدان عمل کرده و بینایی انسان را از موارد مختلف همچون دژنراسیون ماکولا محافظت می‌نماید.

  1. مرتب به چشم پزشک مراجعه کنید:

بهترین راه از اطمینان سلامت چشم ، مراجعه‌ی مرتب به چشم پزشک است. در این صورت می‌توانید از سلامت چشمان خود مطمئن شوید. روش‌ها و درمان‌های بسیاری برای بهبود سلامت چشم وجود دارد اما اینکار باید از طریق یک متخصص انجام گیرد.

  1. صدف:

بیشتر افراد فکر می‌کنند که صدف به عنوان افزایش دهنده‌ی غرایز جنسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. صدف سرشار از روی است که می تواند برای افزایش دید مفید باشد. این ماده‌ی معدنی همچنین می‌تواند از رشد آب مروارید در چشم جلوگیری کند و یا روند رشد آن را آهسته‌تر نماید. گوشت قرمز ، بوقلمون و شیر منابع دیگری هستند که این ماده‌ی معدنی را دارند اما صدف بسیار غنی است.

  1. زیاد از کامپیوتر استفاده نکنید:

در دنیای مدرن امروزی ، ما زمان بسیار زیادی را پای کامپیوتر و لپ تاپ می گذارنیم. شما باید در مورد چشمان خود نیز مراقب و هوشیار باشید. صرف زمان زیاد در پشت کامپیوتر و یا دستگاه‌هایی همچون تبلت و گوشی‌های هوشمند، می‌تواند به چشم آسیب برساند. زل زدن زیاد به صفحه نمایش ، باعث می‌شود شما کمتر پلک بزنید. پلک زدن برای چشم بسیار مهم است زیرا باعث مرطوب شدن سطح چشم شده و آن را از مواد بیرونی محافظت می‌کند.

  1. کلم پیچ بخورید:

سبزیجاتی که دارای برگ‌های سبز هستند، روشی عالی برای مراقبت از سلامت چشم به شمار می‌روند. کلم پیچ، غنی از لوتئین و زیگزانتین است. این دو ماده آنتی اکسیدانی قوی بوده و می‌تواند از بروز دژنراسیون ماکولای وابسته به سن جلوگیری کند و روند رشد آب مروارید را آهسته تر کند.

هویج

خواص هویج برای سلامت چشم

  1. هویج:

یکی از مواد مغذی که می‌تواند برای سلامت چشم مفید باشد ، هویج است. این گیاه سرشار از بتا کاروتن است. اگر این سبزی خوشمزه و ترد را به رژیم غذایی خود اضافه کنید ، سطح آنتی اکسیدان را در بدن خود افزایش داده‌اید. آنتی اکسیدان موجود در هویج ، ترکیبی قدرتمند است که می‌تواند رادیکال‌های آازاد موجود در بدن را خنثی کند و از بروز بیماری‌های چشمی جلوگیری نماید.

  1. از محلول آب نمک استفاده کنید:

یکی از واکنش‌های طبیعی ما به هنگام ورود یک ماده‌ی خارجی به چشم این است که چشم خود را با دست می‌مالیم تا اشک از چشم خارج شود و با خود ماده‌ی خارجی را به بیرون هدایت نماید. متاسفانه اینکار می‌تواند باعث ایجاد آسیب به قرنیه شده و اختلال در بینایی را موجب گردد. بهترین روش در اینگونه مواقع استفاده از قطره محلول آب نمک است. این یک راه موثرتر و کمتر تهاجمی برای درمان یک مشکل با چشم است.

  1. ماهی را از رژیم غذایی خود حذف نکنید:

این یک تصور غلط است که تمامی اسید‌های چرب برای بدن مضراند ، در حقیقت برخی از اسیدهای چرب به عنوان کلسترول خوب در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برای عملکرد بدن مفید باشند. زمانی که صحبت از چشم به میان می‌آید، اسیدهای چرب عملکرد شبکیه را بهبود بخشیده و می‌تواند از خشک شدن چشم جلوگیری کند. ماهی‌های روغنی مانند سالمون و یا تن ماهی سرشار از اسیدهای چرب مفید است. همچنین شما می‌توانید از مکمل‌های حاوی روغن ماهی نیز استفاده کنید.

  1. در معرض اشعه‌ی ماوراء بنفش قرار نگیرید:

وجود اشعه‌ی ماورا بنفش می‌تواند به چشم آسیب وارد کند. با پوشیدن عینک‌هایی که دارای محافظت از تابش ماورا بنفش هستند می‌توانید تا حدودی از مضرات آن جلوگیری کنید.

فواید انواه آجیل برای سلامت چشم ها

فواید انواه آجیل برای سلامت چشم ها

  1. آجیل‌ها:

ویتامین E یک سلاح بسیار مهم برای مبارزه با دژنراسیون ماکولا و سایر بیماری‌های چشمی است. بنابراین اضافه کردن غذاهایی که دارای این ویتامین هستند ، می‌تواند به چشم شما کمک کند. آجیل‌ها و دانه‌های گیاهی منبعی عالی برای ویتامین E است. کره بادام زمینی ، جوانه گندم و فندق بهترین انتخاب خواهد بود.

  1. تخم مرغ:

بتا کاروتن ماده‌ای است که برای سلامتی چشم بسیار مفید است. اما موارد دیگری نیز وجود دارد که برای سلامتی چشم بسیار مفید خواهد بود. لوتئین و زآگزانتین که در تخم مرغ یافت می‌شود ، نقشی مهم در سلامت چشم بازی می‌کنند و چشم را در برابر دژنراسیون ماکولا و توسعه آب مروارید محافظت می‌نمایند.

  1. به هنگام مسافرت هوشیار باشید:

هرگونه تغییر در محیط عمومی می‌تواند به سلامت شما آسیب بزند.به هنگام مسافرت ، آب و هوای مختلف ، مواد آلرژی زا ، سطح تابش خورشید ، فعالیت‌های مختلف می‌تواند به چشم آسیب برساند. همیشه مطمئن شوید که از چشم خود در برابر تغییرات محیطی محافظت می‌کنید. مواردی همچون عینک آفتابی ، قطره‌ی چشم و غیره را به همراه داشته باشید.

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف د به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف د ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر عربی، اسم دختر ترکی و اسم دختر عبری  را برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر فارسی با حرف د


دادآفرید : از داد آفریده شده، از نامهای خداوند، (در موسیقی) از الحان قدیم موسیقی ایران، مرکب از داد (عدل) + آفرید (آفریده )، خداوند، نام یکی از سرودهای موسیقی

دارانا : نام روستایی در نزدیکی اهر

دارینا : زرگر، طلاساز، مجازا ارزشمند و گرانبها

دارینه : نام روستایی در نزدیکی سقز

دالیا : نوعی از گلِ کوکب

دامینه : زیبا، جاری و روان، همچنین به معنای دانش و دانایی نیز آمده است.

دایانا : (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا) ) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیبا روی، زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب

درافشان : آن که مروارید میافشاند؛ (به مجاز) بخشنده؛ دارای فصاحت و زیبایی، باران ریز.

دربها : بانوی ارزشمند، دختری که مانند مروارید ارزشمند است، نام همسر کورش کبیر

درتا : مانند مروارید، همتای دُر

درخشا : نورانی، تابنده ، درخشان

درخشان : دارای درخشش، روشن و تابان، درخشنده، (به مجاز) جالب توجه و چشم گیر و خوب و موفقیت آمیز.

درخشنده : (صفت فاعلی از درخشیدن)، دارای درخشش و تلألؤ؛ روشن و تابان.

دردانه : بسیار محبوب و گرامی، عزیزکرده، ناز پرورده؛ نیز فرزند بسیار گرامی.

درسا : دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت)، شبیه به دُر؛ (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.

درستی : پاکی، حقیقت، صحت، نام دختر انوشیروان پادشاه ساسانی

درفام : مانند در درآسا دُرمانند به رنگ دُر

درفشان : درخشان و روشن

درناز : (دُر= مروارید، لؤلؤ + ناز = زیبا و قشنگ) (به مجاز) زیبا رو و گران بها.

دریا : (در جغرافیا) توده‌ی بسیار بزرگی از آب، دریاچه، (به مجاز) شخص بسیار آگاه و دانشمند، (به مجاز) (در تصوف) حقیقت یا ذات حق.

دریادخت : مرکب از دریا + دخت (دختر)

دریاناز : مرکب از دریا و ناز، مایه ناز و مباهات دریا یا به معنای دریای ناز، دارای زیبایی و لطافت فراوان، زیبا و قشنگ

دل‌آرا : موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا (داریوش سوم) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی.

دلارام :  موجب آرامش خاطر، محبوب، معشوق، با آسودگی خاطر.

دل آسا : موجب تسکین و آسایش دل

دل آویز : زیبا، دلنشین، محبوب

دل انگیز : پسندیده، خوب و زیبا

دل بهار : کسی که قلبش مانند بهار سبزو زنده است.

دلافروز : مایه‌ی شادی و خوشی دل، محبوب و خوشایند؛ شاد و خرم، معشوق؛ در شاهنامه دل افروز فرخ پی نامِ زنی رومی و ایرانی نژاد که شاپور او را از اسارت رومیان رهانید و این نام را بر او گذاشت.

دلبر : دارای زیبایی، جذابیت و توانایی جلب عشق و علاقهی دیگران؛ معشوق.

دلبند : عزیز و دوست داشتنی؛ معشوق، اسیر کننده‌ی دل، جذاب و گیرا.

دلپذیر : پسندیده، مطبوع – مطبوع، پسندیده

دلپرور : بسیار مطبوع، پرورش دهنده دل

دلجو : خوب، زیبا پسندیده، (در قدیم) تسلی دهنده‌ی دل، غم خوار، عاشق، معشوق – زیبا و پسندیده، غمخوار، تسلی دهنده دل، معشوق

دلدار : معشوق و محبوب، مهربان، با محبت، (در تصوف) حق، خداوند – معشوق، محبوب، شجاع، مهربان، با محبت

دلربای : زیبا، جذاب، معشوق، محبوب، نام نوعی عتیق که دارای دانه های ریز براق است

دلشاد : خوشحال و شادمان، در حال شادمانی.

دل فروز : مایه شادی دل، زیبا، پسندیده و گرامی – موجب شادی دل، زیبا و پسندیده

دلناز : (دل + ناز = نوازش)، نوازشِ دل، دلنواز.

دلنواز : مایه‌ی آرامش دل، آرامش بخش؛ نوازشگر، مهربان و دلسوز، محبوب و معشوق.

دِنا : قسمتی از کوهستان شمال غربی فارس که قلهای معروف به همین نام دارد؛ ۲) نام شهرستانی در شرق استان کهگیلویه و بویراحمد.

دیانا : (اوستایی) نیکی رسان، نیکویی بخش؛ (در اسطوره‌های رومی) الهه‌ی ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی.

دیبا : نوعی پارچه‌ی ابریشمی معمولًا رنگین.

دیدار : ملاقات، دیدن یکدیگر، دیدن؛ (در تصوف) مشاهده؛ ۳- (به مجاز) چهره، روی و چشم.

اسم دختر کردی با حرف د


دانژه : غنچه گل نیمه باز

دلنیا : آسوده خاطر، مطمئن، فارغ البال؛ اطمینان، تضمین.

دلینا : مطمئن

دیلان : رقص گروهی، نوعی آهنگ؛ نام منطقهای در کردستان.

اسم دختر ترکی با حرف د


دادلی : شیرین و نمکین

درنا : پرنده‌ی آب چرِ بزرگ، وحشی و حلال گوشت، کُلنگ.

دنیز : دریا، بحر

اسم دختر عبری با حرف د


دین : داور، داوری؛ (در اوستایی) دین؛ (در عبری) (= دینه) انتقام یافته؛ نام خواهر یوسف(ع).

دینه : انتقام یافته، نام دختر یعقوب (ع) و خواهر یوسف (ع)

اسم دختر عربی با حرف د


دره‌التاج : مرواریدی که بر تاج نصب کنند.

دریتا : در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید

درین : دُر + ین (پسوند نسبت)، از دُر، ساخته شده از دُر؛ (به مجاز) گران بها و قیمتی.

دریم : پرگوشت، خوش اندام

دنیا : (در نجوم) کیهان؛ جهان، گیتی.

دلیله : راهنما، هدایت کننده، (در تورات) (به معنی معشوقه) معشوق‌هی شمشون، که راز نیرومندی او را یافت و با افشای آن به دشمنان وی، موجب گرفتاری او شد.

دریه : (دُر + ایه (پسوند نسبت)، مانند دُر، درخشان، روشن.

درباره : دیگر

ما آدم‌ها به میزان زیادی به دنبال شادی، حال خوب و کسب آرامش هستیم و به راستی موسیقی یکی از بهترین راه‌ها و یکی از بهترین هنرهایی است که در این زمینه همواره یار آدمی بوده است؛ هنری که با روح و جان آدمی پیوند دارد و سالانه فستیوال‌ها و مراسم‌های بزرگی برای آن برگزار می‌شود. یکی از جدیدترین فستیوال‌های۰ دنیا، که فستیوالی بین‌المللی محسوب می‌شود، فستیوال موسیقی گرجستانی است که در این مقاله ( فستیوال جم گرجستان ) به آن پرداخته شده است.

موسیقی‌های سحرانگیز در فستیوال جم گرجستان

فستیوال جم، چه نوع فستیوالی است؟

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ (۱۷)

GEM Fest، نام فستیوالی بین‌المللی در گرجستان و در حوزه موسیقی الکترونیک است و در شهر آناکیلای (Anaklia) گرجستان برگزار می‌شود. مخفف GEM، از سه واژه موسیقی الکترونیکی گرجستانی (Georgian Electronic Music) گرفته شده و از نظر گرجستانی‌ها، به معنای واقعی کلمه، جواهری است.

برگزار‌کنندگان این جشنواره، گفتمان معروفی درباره این فستیوال دارند: ما می‌خواهیم فستیوال جم، نه تنها براق‌ترین و معروف‌ترین مروارید در سرتاسر جهان باشد، بلکه همانند الماسی برش نیافته می‌خواهیم پلتفرمی را برای درک پتانسیل هنری فوق‌العاده افراد مختلف خلق کنیم تا استعدادهای کشف نشده افراد، مشخص شود. آنچه ما انجام می‌دهیم را می‌توان در یک عبارت خلاصه کرد: این فستیوال همانند جواهری مطلق است.

موسیقی‌های سحرانگیز در فستیوال جم گرجستان

تاریخچه برگزاری این فستیوال

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ (۲۰)

بعد از آنکه فستیوال مشهور اوکراینی KaZantip در سال ۲۰۱۴، به صورت موقت به گرجستان انتقال یافت، بخش گرجستانی برگزار‌کنندگان آن، با رهبری سابق رئیس اداره گردشگری گرجستان، Giorgi Sigua، تصمیم به توسعه خانگی این رویداد کردند. سیگوئا در ماه می ۲۰۱۵، تاسیس فستیوال جدید را در دستور کار قرار داد و ساخت زیرساخت‌های لازم آن، بلافاصله آغاز شد. پس از آن، تبلیغ جشنواره آغاز شد و در این تبلیغ، روی اثرات مثبت بر توسعه گردشگری مانور داده بودند و برای برگزاری اولین دوره آن، بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌ها را دعوت کرده بودند.

در برگزاری اولین دوره این فستیوال، CNN، این چنین نوشت: این لحظه، آغاز مهمی در هنر موسیقی گرجستان است، همانطور که که دیجی (DJ) شماره یک دنیا به استیج ساحلی دریای سیاه در آناکلیا برگشت.

اولین فستیوال جم در ۳۰ام ماه جولای تا ۷ام آگوست ۲۰۱۶ برگزار شد و در طول ۹ روز و شب، ۱۲۵ هنرمند گرجستانی و بین‌المللی برای ۱۰ هزار مهمان اجرا داشتند. در صدر آنها، دیوید آگوست (David August) الن آلین (Ellen Allien)، لوسیانو (Luciano)، ماندی (M.A.N.D.Y)، و بوکا سید (Booka Shade) بودند.

دومین فستیوال موسیقی جم در روزهای ۱۰ ام تا ۱۴ ام اگوست ۲۰۱۶ در آناکلیا برگزار شد. تعداد مراحل برگزاری این فستیوال، به ۵ مرحله افزایش یافت. در لیست بالاترین شرکت‌کنندگان، پاول وان دیک (Paul Van Dyk)، پیتر اینسپیرسکو (Petre Inspirescu)، مانول توف (Mano Le Tough)، فده ل گرند (Fedde Le Grand)، پاول کالکبرنر (Paul alkbrenner)، دوپ (dOP)، دوب فکی (Dub Fx) و گوس گوس (GusGus) قرار داشتند. در این دوره حدود ۳۰ هزار نفر از مردم شرکت کردند که رشدی بی‌سابقه نسبت به دوره اول بود و همین موضوع بسیار مورد استقبال و علاقه دولت گرجستان و همینطور سفیر Giorgi Kviriikashvili، قرار گرفت، به طوری که ایشان نوشتند: من فکر می‌کنم فستیوال جم، پتانسیل یک مهندسی واقعی برای توسعه ناحیه‌ای را دارد.

موسیقی‌های سحرانگیز در فستیوال جم گرجستان

چه چیزی این فستیوال را متمایز می‌سازد؟

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ (۱۸)

این فستیوال تلفیقی است از موسیقی و انواع تفریحات و سرگرمی‌هایی که به رایگان می‌توان از آنها بهره برد. در حقیقت این فستیوال به همراه اعجاز موسیقی و تفریحاتی دوست‌داشتنی، یکی از ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز خواهد بود.

در کنار مراسم موسیقی که برگزار می‌شود، شرکت‌کنندگان می‌توانند از تفریحات ساحلی و یا دیگر جشن‌هایی که در کنار این مراسم برگزار می‌شود نیز بهره ببرند، یکی از این جشن‌ها، جشن رنگ یا هولی است که همانند جشن رنگ هندوستان است.

موسیقی‌های سحرانگیز در فستیوال جم گرجستان

جم کجا برگزار می‌شود

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ (۱۴)

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، فستیوال جم در شهری کوچک و ساحلی به نام آناکلیا برگزار می‌شود. این شهر ساحلی در واقع با دریای سیاه هم مرز است و در ۲۷ کیلومتری غرب زوگدیدی (Zugdidi)، در ۹۵ کیلومتری غرب Kutaisi و ۸۱ کیلومتری غرب فرودگاه بین‌المللی کوتایسی قرار گرفته است که البته استفاده از این فرودگاه برای ایرانی‌ها مقدور نیست.

برای رسیدن به این فستیوال‌می‌توان از شهرهای دیگر آن، یعنی باتومی (واقع در ۱۴۰ کیلومتری) و تفلیس (۳۵۰ کیلومتری) نیز استفاده کرد و در طول فستیوال، می‌توان بین این سه شهر (تفلیس، باتومی و کوتایسی) با اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌هایی که برای اینکار تعبیه کرده‌اند، تردد کرد. اما راه‌آهن ریلی نیز بین زوگدیدی، به کوتایسی، باتومی و تفلیس نیز وجود دارد.

در نزدیکی منطقه جشنواره، منطقه آبخازیا، قرار دارد و یکی از کارهایی که با هدف انتشار دوستی در این جشنواره راه‌اندازی شده است، ارائه بلیط رایگانی برای بازدید از این منطقه است.

فستیوال جم گرجستان | تاریخ فستیوال گرجستان | gem fest | فستیوال | فستیفال

رقیب فستیوال جم

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ (۹)

رقیب فستیوال جم، ایبیزا (Ibiza) است، اما برگزارکنندگان این جشنواره برای آن، راه‌حل خوبی اندیشده‌اند: ایجاد فضای آزاد برای تفریح و گردش در طول مدتی که برای دیدن این فستیوال می‌روند.

 

در طول برگزاری فستیوال کجا اقامت کنید؟

فستیوال جم گرجستان-اسپیس بلاگ

افرادی که تلاش می‌کنند در این فستیوال شرکت کنند، می‌توانند در چادرهای خود و یا مکان‌های اجاره‌ای که برگزار‌کنندگان آن تهیه کرده‌اند، اقامت کنند. اما افراد زیادی ترجیح می‌دهند تا در B&Bs و یا مهمان‌خانه‌های آناکلیا اقامت کنند که در مسیر پیاده‌روی فستیوال قرار دارد. اما همچنین اگر اقامتگاه‌های زوگدیدی را انتخاب کنید، با ۲۵ دقیقه رانندگی به محل برگزاری فستیوال خواهید رسید. همچنین سه هتل بزرگ در آناکلیا وجود دارد و یک هتل دیگر نیز در حال ساخت است.

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف ذ به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف ذ ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه (اسم دختر) به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه (اسم پسر) به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر عربی را برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر با حرف ذ


ذاکره : با ریشه عربی : مونث ذاکر (آنکه خدا را ستایش می‌کند و ذکر خدا می‌گوید؛ یاد کننده)

ذریه : با ریشه عربی: فرزندان، فرزند، نسل.

ذکیه : با ریشه عربی : (مؤنث ذکیّ) به معنای تیزهوش و باهوش، زن تیز خاطر.

ذلفا :  با ریشه عربی : دختر سفید روی؛ شاعره معاصر خلفای عباسی، دختر ابیض زن و معشوقه‌ی نجده‌ی ابن اسود.

درباره : دیگر

فهرست اسم های دخترانه با شروع حرف ر به همراه معنی : برای انتخاب اسم فرزندتان دقت کنید، اسم می تواند در شکل گیری شخصیت فرزندتان تاثیر گذار باشد. در ادامه برای انتخاب اسم دختر با حرف ر ؛ با اسپیس بلاگ همراه باشید.

در مطالب قبل بخشی از اسم های اصیل ایران همچنین فهرستی از اسم های دخترانه به همراه معنی و  فهرستی از اسم های پسرانه به همراه معنی را برایتان انتشار دادیم که در این مقاله اسم های دخترانه را به تفکیک حروف و با ریشه‌های اسم دختر فارسی، اسم دختر کردی، اسم دختر آشوری، اسم دختر عبری و اسم دختر عربی را برایتان گذاشته ایم، امیدواریم برای انتخاب اسم دختر زیبای شما این فهرست مفید باشد.

اسم دختر فارسی با حرف ر


رابو : نام گلی از گلهای بهاری

رابیا : مشهور، نامدار

راتا : نام فرشته ای است

رادا : راد + ا (پسوند نسبت)، منسوب به راد

راددخت : دختر بخشنده یا خردمند

رادنوش : مرکب از راد (جوانمرد، بخشنده) + نوش (نیوشنده)

راز : آنچه از دیگران پنهان نگاه داشته می شود، سِر

رازان : نام روستایی در نزدیکی خرم آباد

رازک : گیاهی علفی از خانواده شاهدانه که معطر، تلخ، و دارویی است

رافونه : پونه

رام افزا : افزون کننده آرامش

رام افزون : رام افزا، افزون کننده آرامش

رام بانو : بانوی آرام یا بانوی شاد

رامدخت : دختر آرام

رامش : شادی، خوشی، لذت، حظ ، آسودگی، آسایش، سرود، نغمه

رامشین : نام روستایی در نزدیکی سبزوار

رامک : رام، اهلی، آرامش دهنده

رامونا : مظهر عشق، لاتین نگهبان عاقل

رامی : رام + ی (پسوند نسبت)، منسوب به رام

رامینا : رامین + الف (نسبت)، منسوب به رامین؛ دخترِ طربناک.

رامینه : رامین

راوش : مصحف زاوش، نام ستاره مشتری

راویز : خارشتر

راویس : صاحب جاه و جلال

رایکا : محبوب، مطلوب

رایومند : دارنده فروغ و شکوه

رخ افروز : روشن کننده چهره، شادی آور

رخسار : چهره، صورت، گونه

رخساره : چهره، صورت، گونه

رخسانا : مانند رخ، مانند رو؛ (به مجاز) زیبارو

رخسانه : رخ + سان (پسوند شباهت) + ه (پسوند نسبت)، رخسانا

رخشا : رخشان، درخشان

رَخشان : درخشان

رَخشنده : درخشنده؛ (به مجاز) دارای عظمت و شکوه

ردیمه : نام زن کمبوجیه و دختر هوتن

رسا : بالغ، بلند

رَسابانو : بانوی برگزیده و بلند بالا

رَسادخت : دختر برگزیده و بلند بالا

رَسپینا : فصل پاییز

رَستا :  رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده

رُکسان : روشنک، رکسانا

روبیتا : بی‌نظیر؛ (به مجاز) زیباروی.

رودابه : دختر مهراب پادشاه کابل، همسر زال و مادر رستم دستان

روزا : منسوب به روز؛ (به مجاز) تابنده و زیبا

روزانا : منسوب به روز؛ روشنا؛ (به مجاز) تابنده و زیبا

روسانا : مانند روی و چهره

روشا : روشاد، دارای چهرهی شاد، شاداب

روشان : روشن

روشن : دارای نور، تابنده، درخشان، (به مجاز) آگاه با بصیرت، بینا، شاد، مسرور، درستکار، معتمد

روشنا : روشن، جای روشن، روشنایی؛ (در کردی) روشن، آشنا

روشندخت : دختر تابنده و شاد؛ (به مجاز) زیبارو

روشنک : روشن، نام گیاهی است، در روایات ایرانی نام دختر دارا (داریوش سوم) که اسکندر با او ازدواج کرد.

رُومینا : زدوده و صیقل کرده شده و جلا داده؛ پاک و پاکیزه کرده

رُونیا : آن که چهره‌اش مثل نیاکان است؛ (به مجاز) اصیل

رونیکا : روی زیبا، زیباروی

رَها : نجات یافته و آزاد، با آزادی، آزادانه، رهایی

اسم دختر کردی با حرف ر


راژان : خوابیدن، جنبیدن گهواره؛ روستایی در بخش سلوانا، شهرستان ارومیه

روجا : منسوب به روج (روز،آفتاب)؛ ۲- (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ روجا نام دهی در تنکابن

روژا : روزها، آفتاب

روژان : روزها

روژدا : عمر و زندگی مادر؛ (به مجاز) فرزند عزیز و گرانمایه برای مادر

روژیا : روز و روشنایی

روژیار : روزگار

روژین : منسوب به روز، تابناک و درخشنده؛ (به مجاز) زیبا

روژینا : منسوب به روز

روناک : روشن، تابناک

اسم دختر آشوری با حرف ر


رامینا : بالا

رامیلا : خدای بزرگ

رامسینا  : نام یکی از خدایان آشور

اسم دختر عبری با حرف ر


راحیل : نام یک فرشته، بی گناه، نام همسر یعقوب(ع) و مادر یوسف(ع)

رایا : اسم دخترانه و پسرانه به معنی آنکه مورد توجه خداوند است، فکر و اندیشه

اسم دختر عربی با حرف ر


رابعه : نام دختر اسماعیل بصری از زنان عارف و بسطار مشهور در قرن دوم که از او حکایتها و سخنان زیادی نقل شده است.

راحل : مهاجر، کوچ فرما، کوچ کننده؛ (اَعلام) نام مادر حضرت یوسف(ع)

راحله : مؤنث راحل

راحمه : به معنی رحمت آورنده و دل سوزاننده

راشده : راهنمایی شده، از گمراهی درآمده.

راضیه : سندیده، خوش، خشنود، از القاب فاطمه زهرا(س)

راغده : راغد به معنی زندگی خوش و وسیع است، راغده به معنی زنی که زندگانی

رأفت : نرم خوئی، مهربانی، شفقت

راویه : بسیار روایت کننده، راوی

رازقی : گیاهی بوته ای از خانواده زیتون با گلهای درشت و سفید و معطر شبیه گل یاس

رافعه : مؤنث رافع بالا برنده، اوج دهنده

راوک : راوق صاف، لطیف و پالوده هر چیز

رایان : نام کوهی در حجاز در زبان سانسکریت به معنی شاهزادهٔ کوچک است، در هند قدیم به معنای دارای قدرت و در خاورمیانه قدیم به مردان رایان گفته میشد، بسیار باهوش

رایحه : وی خوش

رباب : نام سازی است، ابرهای سفید

ربابه : نام سازی است

ربیعه : مرغزار، نام خواهر صلاح الدین ایوبی

رحمه : نام همسر ایوب(ع)

رحیمه : مؤنث رحیم، مهربان

رخامین : رخام(عربی) + ین(فارسی) از جنس رخام

رَزان : تاکستان، باغ انگور؛ سنجیده شده، با وقار و آراسته.

رَشیده : مؤنث رشید

رضوانه : رضوان + ه (پسوند نسبت)، منسوب به رضوان؛ بهشتی؛ (به مجاز) زیبارو

رضیه : مونث رضی

رعنا : زیبا و دلفریب؛ زن خویشتن آرا؛ ویژگی آن که یا آنچه به سبب داشتن ظاهر زیبا، قدرت، یا ثروت بسیار، خودخواه و گستاخ شده است؛ (به مجاز) بلند و کشیده؛ گلی که از درون سرخ و از بیرون زرد باشد.

رفعت : رتری مقام و موقعیت، بلند قدری، افراشتگی و بلندی.

رفیعه : مؤنث رفیع

رقیه : دعا، تعویذT یکی از چهار دختر پیامبر اسلام (ص)، دختر امام حسین(ع)

رُمَیصا : نام یکی از زنان فداکار صدر اسلام با کنیه ام سلم . وی از شخصیتهای اجتماعی دوران صدر اسلام به دور پیامبر حلقه زدند و جنگیدند تا همگی به شهادت رسیدند، نام ستاره ایست و یکی از دو ستاره‌ای است که برذراع است، شِعرهای شامیه، غموص.

رَنا : شادمان گردیدن، شاد شدن، چیزی که در وی نگرند از جهت خوبی و حسن آن؛ جمال

روحا : منسوب به جان و روان

روح‌افزا : آنچه به روان انسان شادابی و طراوت می‌بخشد، جانبخش، مفرح؛ گوشه‌ای در موسیقی ایرانی

روح‌انگیز : روح افزا

روحبخش : معنی: روح افزا

رویا :  رویا، مجموعه‌ای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی از ذهن می‌گذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال می‌یابد.

ریحان :  گیاهی خوشبو از خانواده‌ی نعناع که مصرف خوراکی و دارویی دارد.

ریحانه : ریحان، نام مادر امام رضا (ع).

درباره : دیگر
صفحات سایت